فعل
(چیزی را) تنک کردن، خلوت کردن؛ (چیزی) تنک شدن، خلوت شدن، روشن شدن
معانی و تعاریف lichten:
- (درختان، مو) کمپشت کردن، تنک کردن
- (کشتی) لنگر را بالا کشیدن، حرکت کردن (معمولاً Anker lichten)
- (sich lichten) (مه، جمعیت) کم شدن، پراکنده شدن، روشن شدن
جملات نمونه برای lichten:
Wir müssen das Dickicht ums Haus etwas ''lichten'', dann sieht es gleich einladender aus.
ما باید بوتهزار اطراف خانه را کمی تنک کنیم، آن وقت بلافاصله دلپذیرتر به نظر میرسد.
Einen Wald zu ''lichten'' bedeutet, das Unterholz zu entfernen.
تنک کردن یک جنگل به معنای از بین بردن بوتههای زیرین است.
„Und wirklich, irgendwann ''lichteten sich'' die Reihen.“
«و واقعاً، بالاخره صفها خلوت شدند.»