ablichten
عکس گرفتن، کپی کردن (با دستگاه فتوکپی)، نور دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas ablichten)
با استفاده از دوربین یا دستگاه فتوکپی، تصویری از چیزی تهیه کردن.
- Der Fotograf hat die Landschaft wunderschön abgelichtet.عکاس منظره را به زیبایی عکسبرداری کرد.
- Können Sie bitte dieses Dokument für mich ablichten?میتوانید لطفاً این سند را برای من کپی بگیرید؟