lichtumkränzt
احاطه شده با نور، نورانی
Bedeutungen
1
احاطه شده یا در بر گرفته شده توسط نور؛ درخشان.
- Die Engelsfigur war lichtumkränzt dargestellt.شکل فرشته به صورت احاطه شده با نور به تصویر کشیده شده بود.
- Sie stand im lichtumkränzten Fenster und blickte hinaus.او در پنجره نورانی ایستاده بود و به بیرون نگاه میکرد.
- Der Altar war von einem lichtumkränzten Schein erhellt.محراب با هالهای نورانی روشن شده بود.