ranlassen
اجازه نزدیک شدن/دست زدن دادن، راه دادن (عامیانه)
Bedeutungen
1
Akkusativ / an + Akkusativ
عامیانه: به کسی اجازه نزدیک شدن، کار کردن روی دستگاه یا دست زدن دادن
- Lass mich auch mal ran, ich kann das reparieren!بگذار من هم دست به کار شوم، من میتوانم این را تعمیر کنم!
- Er lässt niemanden an seinen neuen Computer ran.او به هیچکس اجازه نمیدهد به کامپیوتر جدیدش دست بزند.
2
jemanden ranlassen
عامیانه/جنسی: به کسی اجازه رابطه یا نزدیک شدن دادن
- Sie hat ihn Wochen lang nicht an sich rangelassen.او هفتهها به او اجازه نزدیک شدن نداد.
- Er beschwert sich, dass sie ihn nicht mehr ranlässt.او شکایت دارد که وی دیگر اجازه نزدیک شدن به او نمیدهد.