durchlassen

Aussprache: /ˈdʊrçˌlasn̩/
Worttrennung: durch·las·sen
فعل

اجازه عبور دادن، راه دادن، عبور دادن (نور/آب)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas durchlassen)

به کسی یا وسیله‌ای اجازه عبور یا رد شدن از موانع، صف یا مرز را دادن.

  • Die Polizei ließ die Fahrzeuge nicht durch.پلیس به وسایل نقلیه اجازه عبور نداد.
  • Der Türsteher ließ niemanden ohne Ticket durch.دروازه‌بان بدون بلیت به کسی اجازه ورود نداد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas durchlassen)

اجازه عبور دادن به مایعات، نور، هوا یا صدا از طریق یک ماده یا شیء (مانند پارچه، فیلتر، شیشه).

  • Dieses Material lässt keine Luft durch.این ماده هوا را عبور نمی‌دهد.
  • Das Glas lässt viel Licht durch.این شیشه نور زیادی را عبور می‌دهد.