ranlassen

Aussprache: /ˈʁanˌlasn̩/
Worttrennung: ran·las·sen
فعل

اجازه نزدیک شدن/دست زدن دادن، راه دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (به چه کسی اجازه دادن) / an + Akkusativ (به چه چیزی دست زدن)

عامیانه: به کسی اجازه نزدیک شدن، کار کردن با یک دستگاه یا دست زدن به چیزی را دادن.

  • Der Mechaniker lässt niemanden an den Motor ran.مکانیک به هیچ‌کس اجازه دست زدن به موتور را نمی‌دهد.
  • Er lässt seine Kinder nicht so nah an den Herd ran.او اجازه نمی‌دهد بچه‌هایش اینقدر به اجاق گاز نزدیک شوند.
2 Akkusativ (به چه کسی اجازه دادن)

عامیانه و اغلب با بار جنسی: به کسی اجازه رابطه جنسی یا نزدیکی فیزیکی دادن.

  • Er hat sie nicht an sich rangelassen.او اجازه نزدیکی جنسی به او نداد.
  • Der Sänger ließ seine Fans nicht nah an sich ran.خواننده اجازه نداد طرفدارانش خیلی به او نزدیک شوند.