hinauslassen
اجازه بیرون رفتن دادن، فاش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + aus + Dativ
به کسی یا حیوانی اجازه دادن از یک فضای بسته به سمت بیرون برود.
- Ich muss die Katze aus dem Haus hinauslassen.من باید به گربه اجازه دهم از خانه بیرون برود.
- Der Lehrer ließ die Schüler nach der Stunde hinaus.معلم به دانشآموزان اجازه داد بعد از کلاس بیرون بروند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas hinauslassen)
مجازی: اطلاعات یا رازی را بیرون دادن و فاش ساختن.
- Er hat versehentlich die geheime Information hinausgelassen.او به طور تصادفی اطلاعات محرمانه را فاش کرد.
- Man sollte nicht jedes Detail der Verhandlung hinauslassen.نباید هر جزئیات مذاکره را فاش کرد.