loslassen
رها کردن، ول کردن، آزاد کردن (فیزیکی/عاطفی)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas loslassen)
دست از گرفتن چیزی یا کسی برداشتن و آن را رها کردن؛ آزاد کردن از قید و بند فیزیکی.
- Er ließ den Ball endlich los.او سرانجام توپ را رها کرد.
- Sie musste den Hund an der Leine loslassen, damit er rennen konnte.او مجبور شد سگ را از بند رها کند تا بتواند بدود.
2
Akkusativ / von + Dativ
مجازی یا روانشناختی: گذشته، وابستگی عاطفی، افکار منفی یا خاطرات را رها کردن؛ دل کندن.
- Es ist schwer, alte Gewohnheiten loszulassen.رها کردن عادتهای قدیمی دشوار است.
- Sie musste von ihrer Vergangenheit loslassen, um glücklich zu werden.او مجبور شد از گذشتهاش دل بکند تا خوشبخت شود.