einlassen
راه دادن (به داخل)، پر کردن (آب وان)، درگیر شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
اجازه ورود دادن به کسی به داخل خانه، اتاق یا مکانی.
- Sie ließ den Handwerker in die Wohnung ein.او به تعمیرکار اجازه ورود به آپارتمان را داد.
- Der Wachmann ließ niemanden ohne Ausweis ein.نگهبان بدون کارت شناسایی به کسی اجازه ورود نداد.
2
Akkusativ + in + Akkusativ
جریان دادن و پر کردن وان حمام یا ظرفی با آب.
- Bitte lassen Sie warmes Wasser in die Badewanne ein.لطفاً آب گرم را در وان حمام باز کنید.
- Er ließ Wasser in den Eimer ein.او آب را در سطل ریخت.
3
sich (Akkusativ) + auf + Akkusativ
وارد ماجرا، گفتگو، ریسک یا موقعیتی شدن (انعکاسی).
- Er wollte sich nicht auf diese Diskussion einlassen.او نمیخواست در این بحث درگیر شود.
- Sie ließ sich auf das gefährliche Geschäft ein.او وارد معامله خطرناک شد.
4
sich (Akkusativ) + mit + Dativ
معاشرت کردن یا ارتباط برقرار کردن با افراد نامناسب یا مشکوک (انعکاسی).
- Man sollte sich nicht mit zwielichtigen Gestalten einlassen.نباید با افراد مشکوک معاشرت کرد.
- Er hat sich mit den falschen Leuten eingelassen.او با افراد نادرست ارتباط برقرار کرده بود.