einlassen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌlasn̩/
Worttrennung: ein·las·sen
فعل

راه دادن (به داخل)، پر کردن (آب وان)، درگیر شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ + in + Akkusativ

اجازه ورود دادن به کسی به داخل خانه، اتاق یا مکانی.

  • Sie ließ den Handwerker in die Wohnung ein.او به تعمیرکار اجازه ورود به آپارتمان را داد.
  • Der Wachmann ließ niemanden ohne Ausweis ein.نگهبان بدون کارت شناسایی به کسی اجازه ورود نداد.
2 Akkusativ + in + Akkusativ

جریان دادن و پر کردن وان حمام یا ظرفی با آب.

  • Bitte lassen Sie warmes Wasser in die Badewanne ein.لطفاً آب گرم را در وان حمام باز کنید.
  • Er ließ Wasser in den Eimer ein.او آب را در سطل ریخت.
3 sich (Akkusativ) + auf + Akkusativ

وارد ماجرا، گفتگو، ریسک یا موقعیتی شدن (انعکاسی).

  • Er wollte sich nicht auf diese Diskussion einlassen.او نمی‌خواست در این بحث درگیر شود.
  • Sie ließ sich auf das gefährliche Geschäft ein.او وارد معامله خطرناک شد.
4 sich (Akkusativ) + mit + Dativ

معاشرت کردن یا ارتباط برقرار کردن با افراد نامناسب یا مشکوک (انعکاسی).

  • Man sollte sich nicht mit zwielichtigen Gestalten einlassen.نباید با افراد مشکوک معاشرت کرد.
  • Er hat sich mit den falschen Leuten eingelassen.او با افراد نادرست ارتباط برقرار کرده بود.