herablassen
پایین آوردن (طناب)، رفتار متکبرانه داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + herablassen)
فرستادن یا پایین آوردن چیزی (مانند طناب، سطل، تور) از ارتفاع به سمت پایین.
- Die Bergsteiger ließen die Ausrüstung vorsichtig herab.کوهنوردان تجهیزات را با احتیاط پایین آوردند.
- Er ließ einen Korb mit Proviant in den Brunnen herab.او سبدی حاوی آذوقه را به درون چاه پایین فرستاد.
2
sich (Akkusativ) + zu + Dativ (jemandem) / zu + Infinitiv
با لحنی متکبرانه، از موضع بالا یا با منت بر سر کسی رفتار کردن؛ خود را پایین آوردن (معنای مجازی و انعکاسی).
- Er konnte sich nicht dazu herablassen, ihr zu helfen.او نتوانست خود را به سطحی پایین بیاورد که به او کمک کند.
- Sie ließ sich nicht herab, mit dem einfachen Volk zu sprechen.او خود را پایین نیاورد که با مردم عادی صحبت کند.