niederlassen

Aussprache: /ˈniːdɐˌlasn̩/
Worttrennung: nie·der·las·sen
فعل

ساکن شدن، مطب/دفتر زدن، نشستن، فرود آمدن

Bedeutungen

1 sich + in/an + Dativ / als + Nomen

در مکانی (معمولاً شهری) ساکن شدن، کسب و کار (مانند مطب پزشک یا دفتر وکالت) راه‌اندازی کردن یا شغلی را آغاز کردن.

  • Nach dem Studium hat er sich in Berlin niedergelassen.او پس از تحصیل در برلین ساکن شد.
  • Die junge Ärztin wird sich als Allgemeinmedizinerin in der Kleinstadt niederlassen.پزشک جوان به عنوان پزشک عمومی در شهر کوچک مطب خواهد زد.
2 sich + auf + Dativ / intransitiv

به صورت رسمی یا ادبی: نشستن روی صندلی یا مبل، یا فرود آمدن پرنده یا هواپیما.

  • Er ließ sich auf dem Sofa nieder.او روی مبل نشست.
  • Die Taube ließ sich auf dem Dachfirst nieder.کبوتر روی لبه بام فرود آمد.