zulassen

Aussprache: /ˈtsuːˌlasn̩/
Worttrennung: zu·las·sen
فعل

اجازه دادن، پذیرفتن، مجاز دانستن، بسته گذاشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ / zu + Dativ

پذیرفتن یا مجوز دادن به ورود، شرکت، ثبت یا فعالیت (پزشکی، خودرو، دانشگاه).

  • Die Universität lässt nur eine begrenzte Anzahl von Studenten zu.دانشگاه فقط تعداد محدودی دانشجو را می‌پذیرد.
  • Der Arzt hat ihm zu viel Essen nicht zugelassen.دکتر اجازه خوردن غذای زیاد را به او نداده بود.
2 Akkusativ / dass-Satz

اجازه دادن، مانع نشدن، اجازه رخ دادن چیزی را دادن.

  • Er ließ die Tür offen stehen.او اجازه داد در باز بماند.
  • Sie ließ nicht zu, dass ihre Kinder die ganze Nacht aufblieben.او اجازه نداد که بچه‌هایش تمام شب بیدار بمانند.
3 Akkusativ (jemanden / etwas zulassen)

در، پنجره یا ظرفی را بسته نگه داشتن و باز نکردن.

  • Bitte lassen Sie das Fenster nicht zu, es zieht.لطفاً پنجره را نبندید، باد می‌آید.
  • Er ließ die Schachtel verschlossen.او جعبه را بسته نگه داشت.