liebenlernen

Aussprache: /ˈliːbənˌlɛrnən/
Wortzerlegung: lie·ben·ler·nen
Wort

عاشق شدن، یاد گرفتن دوست داشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

(کسی/چیزی را) به تدریج دوست داشتن را آغاز کردن؛ به چیزی عادت کردن و آن را ارزشمند دانستن.

  • Er hat seine neue Heimat mit der Zeit lieben gelernt.او به مرور زمان به وطن جدیدش علاقه‌مند شد (آن را دوست داشت).
  • Sie haben sich beim gemeinsamen Projekt lieben gelernt.آن‌ها در پروژه مشترک به یکدیگر علاقه‌مند شدند.