liebeskrank

Aussprache: /ˈliːbəsˌkʁaŋk/
Worttrennung: lie·bes·krank
صفت

عاشق‌پیشه، بیمار عشق (کسی که از عشق رنج می‌برد)

Bedeutungen

1

کسی که به شدت دلتنگ معشوق خود است یا از عشق نافرجام رنج می‌برد و این وضعیت بر او تأثیر منفی گذاشته است.

  • Er ist seit Wochen liebeskrank und denkt nur noch an sie.او هفته‌هاست که بیمار عشق است و فقط به او فکر می‌کند.
  • Die junge Frau war liebeskrank, nachdem ihr Freund sie verlassen hatte.زن جوان پس از اینکه دوست پسرش او را ترک کرد، بیمار عشق شده بود.
  • Manche Lieder handeln von liebeskranken Menschen, die nach ihrer verlorenen Liebe suchen.برخی آهنگ‌ها درباره افراد بیمار عشق هستند که به دنبال عشق گمشده خود می‌گردند.