auseinanderlaufen
پراکنده شدن، از هم جدا شدن مسیرها، تفاوت داشتن نظرات
Bedeutungen
1
Nominativ (Subjekt)
از یکدیگر دور شدن و به جهات مختلف رفتن افراد یا راهها؛ پراکنده شدن.
- Nach dem Konzert liefen die Besucher auseinander.پس از کنسرت، تماشاگران پراکنده شدند.
- Die beiden Wege liefen bald auseinander.این دو راه به زودی از هم جدا شدند.
2
Nominativ (Subjekt)
پخش شدن رنگ یا جوهر روی کاغذ یا پارچه؛ پخش و محو شدن.
- Die Tinte lief auf dem nassen Papier auseinander.جوهر روی کاغذ خیس پخش شد.
- Die Farben des Gemäldes sind mit der Zeit auseinandergelaufen.رنگهای نقاشی با گذشت زمان پخش شدهاند.
3
Nominativ (Subjekt)
تفاوت شدید داشتن دیدگاهها یا نظرات؛ عدم توافق.
- Ihre Meinungen in dieser Frage laufen stark auseinander.نظرات آنها در این مورد به شدت متفاوت است.
- Die Ansichten der Politiker liefen in vielen Punkten auseinander.دیدگاههای سیاستمداران در بسیاری از موارد متفاوت بود.