umlaufen
در گردش بودن, دور زدن, زیر گرفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
دست به دست شدن، در گردش بودن پول، شایعات یا اخبار
- Das Gerücht läuft schon seit Tagen um.این شایعه چندین روز است که در گردش است.
- Das Geld ist schnell umgelaufen.پول به سرعت دست به دست شد.
2
um + Akkusativ (um jemanden / etwas umlaufen)
دور چیزی چرخیدن یا دویدن
- Die Kinder laufen um den Baum.بچهها دور درخت میدوند.
- Der Hund ist dreimal um das Haus gelaufen.سگ سه بار دور خانه دوید.
3
Akkusativ (jemanden / etwas + umlaufen)
دور زدن و احاطه کردن یک مانع یا ساختمان
- Der Läufer hat die anderen Athleten überholt und umlaufen.دونده از دیگر ورزشکاران سبقت گرفت و آنها را دور زد.
- Wir mussten das Gebäude umlaufen, weil die Straße gesperrt war.ما مجبور بودیم از ساختمان دور بزنیم چون خیابان بسته بود.