einliefern

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌliːfɐn/
Worttrennung: ein·lie·fern
فعل

تحویل دادن، بستری کردن (در بیمارستان یا زندان)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden) + in + Akkusativ (ein Krankenhaus)

کسی را به بیمارستان، کلینیک یا موسسه ای تحویل دادن/بستری کردن (معمولاً در شرایط اضطراری یا بیماری).

  • Der Verletzte wurde sofort in das nächstgelegene Krankenhaus eingeliefert.فرد مجروح بلافاصله به نزدیکترین بیمارستان منتقل شد.
  • Nach dem Unfall musste sie ins Krankenhaus eingeliefert werden.پس از تصادف، او مجبور شد در بیمارستان بستری شود.
2 Akkusativ (etwas einliefern)

چیزی را تحویل دادن (مثلاً کالا، گزارش، مدرک).

  • Die Firma liefert die bestellten Waren in der nächsten Woche ein.شرکت کالاهای سفارش داده شده را هفته آینده تحویل خواهد داد.
  • Er musste seinen Pass bei der Polizei einliefern.او مجبور شد گذرنامه‌اش را به پلیس تحویل دهد.