volllaufen
پر شدن از مایعات، اشباع شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
لبریز و کاملاً پر شدن ظرف یا یک محل از مایعات؛ غرق شدن.
- Die Badewanne ist übergelaufen, weil ich vergessen habe, das Wasser abzustellen.وان حمام سرریز شد چون فراموش کردم آب را ببندم.
- Das Kellergeschoss lief nach dem starken Regen voll Wasser.زیرزمین پس از باران شدید پر از آب شد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
اشباع و بیش از حد پر شدن یک سیستم، شبکه یا صندوق پستی (مانند ایمیل) از داده یا پیام.
- Mein E-Mail-Postfach ist voll gelaufen und ich kann keine neuen Nachrichten empfangen.صندوق پستی ایمیل من پر شده است و نمیتوانم پیام جدیدی دریافت کنم.
- Das System ist mit Daten vollgelaufen und funktioniert nicht mehr richtig.سیستم از دادهها اشباع شده و دیگر به درستی کار نمیکند.