ablaufen
منقضی شدن، تخلیه شدن آب، پیش رفتن رویداد
Bedeutungen
1
intransitiv
به پایان رسیدن مهلت، اعتبار یا تاریخ انقضا
- Das Mindesthaltbarkeitsdatum ist abgelaufen.تاریخ حداقل ماندگاری منقضی شده است.
- Mein Visum läuft nächste Woche ab.ویزای من هفته آینده منقضی میشود.
2
intransitiv
تخلیه شدن و جاری شدن مایع از جایی (مانند وان یا لوله)
- Das Wasser in der Badewanne läuft langsam ab.آب در وان حمام به آرامی تخلیه میشود.
- Nach dem Regen lief das Wasser schnell von der Straße ab.بعد از باران، آب به سرعت از خیابان جاری شد.
3
intransitiv
پیش رفتن، سپری شدن یا جریان داشتن یک رویداد یا جلسه
- Wie ist das Treffen abgelaufen?جلسه چطور پیش رفت؟
- Der Plan ist nicht wie erwartet abgelaufen.برنامه طبق انتظار پیش نرفت.