ablaufen

Aussprache: /ˈapˌlaʊ̯fn̩/
Wortzerlegung: ab·lau·fen
فعل

منقضی شدن، تخلیه شدن آب، پیش رفتن رویداد

Bedeutungen

1 intransitiv

به پایان رسیدن مهلت، اعتبار یا تاریخ انقضا

  • Das Mindesthaltbarkeitsdatum ist abgelaufen.تاریخ حداقل ماندگاری منقضی شده است.
  • Mein Visum läuft nächste Woche ab.ویزای من هفته آینده منقضی می‌شود.
2 intransitiv

تخلیه شدن و جاری شدن مایع از جایی (مانند وان یا لوله)

  • Das Wasser in der Badewanne läuft langsam ab.آب در وان حمام به آرامی تخلیه می‌شود.
  • Nach dem Regen lief das Wasser schnell von der Straße ab.بعد از باران، آب به سرعت از خیابان جاری شد.
3 intransitiv

پیش رفتن، سپری شدن یا جریان داشتن یک رویداد یا جلسه

  • Wie ist das Treffen abgelaufen?جلسه چطور پیش رفت؟
  • Der Plan ist nicht wie erwartet abgelaufen.برنامه طبق انتظار پیش نرفت.