richtigliegen
درست گفتن، حق داشتن، تصمیم درست گرفتن
Bedeutungen
1
mit + Dativ / ohne Objekt
درست حدس زدن، حق داشتن، قضاوت صحیح داشتن یا تصمیم درست گرفتن درباره یک موضوع.
- Ich glaube, du liegst mit deiner Vermutung richtig.من فکر میکنم تو با حدس خودت درست میگویی.
- Bei dieser schwierigen Entscheidung hat er richtiggelegen.او در این تصمیم دشوار درست عمل کرد.