auslesen

Aussprache: /ˈaʊ̯sleːzn̩/
Wortzerlegung: aus·le·sen
فعل

تا انتها خواندن، دست‌چین/گلچین کردن، استخراج/اسکن کردن داده‌ها

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) auslesen

خواندن یک کتاب یا متن تا انتهای آن (تمام کردن کتاب)

  • Ich habe den dicken Roman endlich ausgelesen.من بالاخره خواندن این رمان ضخیم را تمام کردم.
  • Gib mir noch zehn Minuten, ich möchte das Kapitel auslesen.ده دقیقه دیگر به من وقت بده، می‌خواهم خواندن این فصل را تمام کنم.
2 etwas (Akkusativ) + aus + Dativ auslesen

بهترین موارد یا اقلام را از میان یک مجموعه انتخاب و گلچین کردن

  • Das Personal für das Fünf-Sterne-Hotel wurde sehr sorgfältig ausgelesen.کارکنان این هتل پنج ستاره بسیار با دقت دست‌چین شدند.
  • Vor dem Kochen sollte man faule Bohnen auslesen.پیش از پختن باید لوبیاهای خراب را جدا کرد.
3 etwas (Akkusativ) auslesen

داده‌ها، حافظه خطا یا اطلاعات را از یک دستگاه، تراشه، قطعه خودرو یا رایانه استخراج و اسکن کردن

  • Der Mechaniker liest den Fehlerspeicher des Autos aus.مکانیک حافظه خطای خودرو را اسکن و استخراج می‌کند.
  • Das Gerät liest die Daten von der Speicherkarte aus.دستگاه داده‌ها را از کارت حافظه می‌خواند.