festlesen
غرق خواندن شدن (و زمان را فراموش کردن)
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) + in + Dativ / an + Dativ festlesen
آنچنان غرق در خواندن کتاب یا متنی شدن که گذر زمان، محیط اطراف یا سایر کارها فراموش شود
- Ich habe mich in der Bibliothek in einem alten Buch festgelesen.من در کتابخانه غرق خواندن یک کتاب قدیمی شدم و زمان از دستم رفت.
- Passt auf, dass ihr euch nicht an diesem Kapitel festlest!مواظب باشید که گیر این یک فصل نیفتید (زیادی معطل خواندنش نشوید)!