mitlesen

Aussprache: /ˈmɪtˌleːzn̩/
Wortzerlegung: mit·le·sen
فعل

همراه خواندن، پنهانی پیام خواندن، ناظر/شنونده بودن در گفت‌وگو

Bedeutungen

1 bei + Dativ / etwas (Akkusativ) mitlesen

همزمان با شخص دیگری از روی برگه یا کتاب او خواندن

  • Darf ich auf deinem Bildschirm mitlesen?می‌توانم از روی صفحه نمایش تو همراهت بخوانم؟
  • Die Schüler lasen den Text leise im Buch mit.دانش‌آموزان متن را زیر لب همراه با کتاب می‌خواندند.
2 etwas (Akkusativ) mitlesen

پیام‌ها، ایمیل‌ها یا نامه‌های شخصی دیگران را پنهانی یا بدون اجازه خواندن

  • Der Geheimdienst hat die Chatverläufe der Verdächtigen mitgelesen.سرویس اطلاعاتی چت‌های افراد مظنون را پنهانی می‌خوانده است.
  • Es ist unhöflich, beim Nachbarn im Bus auf dem Handy mitzulesen.این بی‌ادبی است که در اتوبوس گوشی فرد بغل‌دستی‌ات را پنهانی بخوانی.
3 intransitiv / in + Dativ mitlesen

در یک فروم، گروه آنلاین یا بحث چت، صرفاً خواننده بودن بدون ارسال پیام یا مشارکت فعال

  • Ich lese in diesem Forum schon seit Monaten nur mit.من چند ماه است که در این انجمن فقط خواننده هستم (پیام نمی‌گذارم).
  • Viele Gruppenmitglieder lesen nur mit, anstatt sich zu beteiligen.خیلی از اعضای گروه به جای مشارکت، فقط خواننده پیام‌ها هستند.