فعل
لیفت کردن، بالا کشیدن، سفت کردن (پوست)
معانی و تعاریف liften:
- بالا بردن، لیفت کردن (معمولاً در مورد صورت یا اجسام سنگین)
- با تلهاسکی بالا رفتن، اسکی کردن
- به کسی سواری دادن (با ماشین)
جملات نمونه برای liften:
„Busen vergrößern, Fett absaugen, Gesicht ''liften'' – der Trend zur Schönheitsoperation ist ungebrochen.“
«بزرگ کردن سینه، ساکشن چربی، ''لیفت کردن'' صورت – روند جراحی زیبایی بیوقفه ادامه دارد.»
Sie ließ sich das Gesicht liften.
او صورتش را لیفت کرد.
Die Arbeiter mussten die schweren Kisten liften.
کارگران مجبور بودند جعبههای سنگین را بالا ببرند.