liften

Aussprache: /ˈlɪftn̩/
Wortzerlegung: lif·ten
فعل

لیفت کردن، بالا کشیدن، سفت کردن (پوست)

Beispiele

  • Busen vergrößern, Fett absaugen, Gesicht ''liften'' – der Trend zur Schönheitsoperation ist ungebrochen.بزرگ کردن سینه، ساکشن چربی، ''لیفت کردن'' صورت – روند جراحی زیبایی بی‌وقفه ادامه دارد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

بالا بردن، لیفت کردن (معمولاً در مورد صورت یا اجسام سنگین)

  • Sie ließ sich das Gesicht liften.او صورتش را لیفت کرد.
  • Die Arbeiter mussten die schweren Kisten liften.کارگران مجبور بودند جعبه‌های سنگین را بالا ببرند.
2 بدون مفعول

با تله‌اسکی بالا رفتن، اسکی کردن

  • Wir sind den ganzen Tag Ski gefahren und haben viel geliftet.ما تمام روز اسکی کردیم و زیاد با تله‌اسکی بالا رفتیم.
  • Man kann hier bis zur Bergstation liften.اینجا می‌توان تا ایستگاه کوهستان با تله‌اسکی بالا رفت.
3 Akkusativ

به کسی سواری دادن (با ماشین)

  • Kannst du mich zum Bahnhof liften?می‌توانی مرا تا ایستگاه قطار برسانی (سواری بدهی)؟
  • Er hat mich nach Hause geliftet.او مرا به خانه رساند (سواری داد).