liften
لیفت کردن، بالا کشیدن، سفت کردن (پوست)
Beispiele
- Busen vergrößern, Fett absaugen, Gesicht ''liften'' – der Trend zur Schönheitsoperation ist ungebrochen.بزرگ کردن سینه، ساکشن چربی، ''لیفت کردن'' صورت – روند جراحی زیبایی بیوقفه ادامه دارد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
بالا بردن، لیفت کردن (معمولاً در مورد صورت یا اجسام سنگین)
- Sie ließ sich das Gesicht liften.او صورتش را لیفت کرد.
- Die Arbeiter mussten die schweren Kisten liften.کارگران مجبور بودند جعبههای سنگین را بالا ببرند.
2
بدون مفعول
با تلهاسکی بالا رفتن، اسکی کردن
- Wir sind den ganzen Tag Ski gefahren und haben viel geliftet.ما تمام روز اسکی کردیم و زیاد با تلهاسکی بالا رفتیم.
- Man kann hier bis zur Bergstation liften.اینجا میتوان تا ایستگاه کوهستان با تلهاسکی بالا رفت.
3
Akkusativ
به کسی سواری دادن (با ماشین)
- Kannst du mich zum Bahnhof liften?میتوانی مرا تا ایستگاه قطار برسانی (سواری بدهی)؟
- Er hat mich nach Hause geliftet.او مرا به خانه رساند (سواری داد).