liieren

Aussprache: /liˈiːrən/
Wortzerlegung: li·ieren
فعل

(بازتابی) با کسی وارد رابطه عاشقانه شدن؛ (بازتابی) با کسی برای همکاری تجاری یا سیاسی متحد شدن

Beispiele

  • Nachdem sie sich mit ihrem Bandmitglied ''liierte,'' beschloss sie mit dem Singen aufzuhören.پس از اینکه او با یکی از اعضای گروهش وارد رابطه شد، تصمیم گرفت خوانندگی را کنار بگذارد.
  • Seit über 15 Jahren ist sie mit dem zwölf Jahre jüngeren Philipp Palm ''liiert,'' mit dem sie zwei Kinder hat.او بیش از 15 سال است که با فیلیپ پالم، که دوازده سال از او کوچکتر است و دو فرزند از او دارد، در رابطه است.

Bedeutungen

1 sich + mit + Dativ

با کسی وارد رابطه عاشقانه شدن یا با کسی متحد شدن.

  • Sie hat sich mit einem Musiker liiert.او با یک موسیقیدان وارد رابطه شده است.
  • Das Unternehmen liiert sich mit einem starken Partner.شرکت با یک شریک قوی متحد می‌شود.