linieren
خطکشی کردن (دفترچه)
Beispiele
- Zu den Aufgaben des Behelfers gehörte, an den Unterrichtsstunden teilzunehmen, um Protokoll zu führen oder Hefte zu ''linieren''.از وظایف دستیار این بود که در جلسات درسی شرکت کند تا صورتجلسه بنویسد یا دفترچهها را «خطکشی کند».
Bedeutungen
1
Akkusativ
روی یک سطح خطوط موازی کشیدن، معمولاً برای نوشتن یا ترسیم.
- Der Lehrer linierte das Whiteboard für die Übung.معلم تخته سفید را برای تمرین خطکشی کرد.
- Sie linierte ihr Notizbuch, um sauberer schreiben zu können.او دفترچه یادداشت خود را خطکشی کرد تا بتواند تمیزتر بنویسد.
2
بدون مفعول
در مورد کاغذ یا دفترچه: دارای خطوط موازی برای نوشتن بودن.
- Das Papier liniert und ist ideal für Schulaufgaben.کاغذ خطدار است و برای تکالیف مدرسه ایدهآل است.
- Dieses Heft liniert nur auf einer Seite.این دفترچه فقط در یک طرف خطدار است.