linken

Aussprache: /ˈlɪŋkn̩/
Wortzerlegung: lin·ken
فعل

گول زدن، سر کیسه خلوت کردن، فریب دادن

Beispiele

  • Da kommt demnächst noch mehr, wenn der mehrheitliche Rest merkt, wie man da ''gelinkt'' wird. (Internetbeleg)به زودی موارد بیشتری در راه است، وقتی اکثریت باقی‌مانده بفهمند که چطور آنجا گولشان می‌زنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را فریب دادن، کلاهبرداری کردن، گول زدن (محاوره).

  • Er hat mich um mein Geld gelinkt.او مرا در مورد پولم فریب داد (کلاهبرداری کرد).
  • Lass dich nicht von diesem Verkäufer linken!نگذار این فروشنده تو را گول بزند!