liquidieren
منحل کردن (شرکت)، تصفیه کردن، از بین بردن (عامیانه)
Beispiele
- Die Firma wurde Anfang des Jahres ''liquidiert.شرکت اوایل سال "منحل شد".
- Fällt der Kurs und ''liquidieren'' wir unsere Position für $ 41, haben wir weder Verluste noch Gewinne aus dem Trade.اگر قیمت کاهش یابد و ما موقعیت خود را با قیمت ۴۱ دلار "تصفیه" کنیم، هیچ سود یا زیانی از معامله نخواهیم داشت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک شرکت یا کسب و کار را منحل کردن و داراییهای آن را فروختن برای پرداخت بدهیها.
- Die Firma musste wegen Insolvenz liquidiert werden.شرکت به دلیل ورشکستگی مجبور به انحلال شد.
- Er hat alle seine Schulden liquidiert.او تمام بدهیهایش را تسویه کرد.
2
Akkusativ
(مجازی، اغلب نظامی یا جنایی) کسی را از بین بردن یا کشتن.
- Der Spion wurde von feindlichen Agenten liquidiert.جاسوس توسط ماموران دشمن از بین برده شد.
- Man versuchte, den Zeugen zu liquidieren.تلاش شد تا شاهد را حذف کنند.