صفت
زنده، مستقیم (پخش زنده یا اجرای زنده)
جملات نمونه برای live:
Die Fernsehübertragung ist ''live.''
پخش تلویزیونی زنده است.
Wir können uns auf weitere ''live'' gesendete Auftritte freuen.
ما میتوانیم منتظر اجراهای زنده بیشتری باشیم.
Die Künstlerin tritt nicht so gerne ''live'' auf.
این هنرمند خیلی دوست ندارد زنده اجرا کند.