loben
تحسین کردن، تمجید کردن
Beispiele
- Der Lehrer hat mich ''gelobt,'' weil ich diese Aufgabe sehr schnell gelöst habe.معلم مرا تحسین کرد، چون این تمرین را خیلی سریع حل کردم.
- Indem man jemanden ''lobt'' kann man ihn unterstützen, sich selbst zu motivieren.با تمجید کردن از کسی میتوان او را تشویق کرد تا خودش انگیزه پیدا کند.
- Ihr Name wurde ''lobend'' erwähnt.نام او به نیکی برده شد.
- Gelobt'' sei, was hart macht!تحسینشده باد آنچه انسان را سخت میکند!
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را به خاطر عملکرد خوب یا ویژگیهای مثبتش ستایش کردن، تمجید کردن
- Der Lehrer lobte die Schüler für ihre gute Arbeit.معلم دانشآموزان را به خاطر کار خوبشان ستایش کرد.
- Man sollte seine Kinder oft loben.باید فرزندان خود را اغلب ستایش کرد.
2
sich (Akkusativ)
(خود را) ستایش کردن، به خود بالیدن (معمولاً منفی)
- Er lobt sich selbst für seine Erfolge.او خودش را به خاطر موفقیتهایش ستایش میکند.
- Man sollte sich nicht selbst loben.نباید خود را ستایش کرد.