fortloben

Aussprache: /ˈfɔʁtˌloːbn̩/
Worttrennung: fort·lo·ben
فعل

با تعریف و تمجید از شر کسی خلاص شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden fortloben)

با تعریف و تمجید فراوان از کسی، او را به موقعیت یا مکان دیگری (اغلب بالاتر) منتقل کردن، گاهی با نیت پنهان برای خلاص شدن از او.

  • Der Chef lobte seinen Mitarbeiter für dessen gute Arbeit und versetzte ihn in eine andere Abteilung.رئیس از کارمندش برای کار خوبش تعریف کرد و او را به بخش دیگری منتقل نمود.
  • Manchmal werden unliebsame Mitarbeiter einfach fortgelobt, um sie loszuwerden.گاهی اوقات کارمندان ناخواسته صرفاً با تعریف و تمجید زیاد، برای خلاص شدن از شرشان، به جای دیگری منتقل می‌شوند.