فعل
فریفتن، جذب کردن، فر دادن مو
معانی و تعاریف locken:
- کسی یا چیزی را جذب کردن، اغوا کردن، متقاعد کردن
- (موها را) فر کردن یا به حالت فر درآوردن
جملات نمونه برای locken:
''Gelocktes'' Haar steht ihm besonders gut.
موهای فر به او خیلی میآید.
„Der Berg reizt und ''lockt'' den Bergsteiger, und dieser erlebt mit der Besteigung eine innere Bereicherung.“
«کوه، کوهنورد را وسوسه و جذب میکند و او با صعود، یک غنای درونی را تجربه میکند.»
Das Angebot lockte viele Kunden in den Laden.
این پیشنهاد مشتریان زیادی را به فروشگاه جذب کرد.