auflockern

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌlɔkɐn/
Worttrennung: auf·lo·ckern
فعل

شل کردن، سبک کردن، روحیه دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ / sich (reflexiv)

شل کردن، کمتر فشرده یا متراکم کردن چیزی (مانند خاک، مو، پارچه) یا آرام‌تر و راحت‌تر کردن جو.

  • Der Gärtner lockert die Erde im Beet auf.باغبان خاک باغچه را شل می‌کند.
  • Sie lockerte ihre Frisur ein wenig auf.او کمی مدل مویش را تغییر داد (شل کرد).
2 Akkusativ (jemanden / etwas auflockern)

کمتر یکنواخت یا خسته‌کننده کردن چیزی با افزودن عناصر جدید، تغییرات یا ایجاد تنوع.

  • Der Lehrer lockerte die ernste Diskussion mit einem Witz auf.معلم بحث جدی را با یک شوخی سبک کرد.
  • Wir sollten das Programm mit einigen Spielen auflockern.ما باید برنامه را با چند بازی متنوع کنیم.