locker
شل، آزاد، گشاد، راحت
Bedeutungen
1
نه سفت، نه محکم؛ شل و آزاد.
- Die Schraube ist locker und muss angezogen werden.پیچ شل است و باید سفت شود.
- Er trug eine weite, locker sitzende Hose.او شلواری گشاد و راحت پوشیده بود.
- Der Knoten war nicht fest genug und ging locker auf.گره به اندازه کافی محکم نبود و به راحتی باز شد.
2
غیررسمی، راحت و بدون تشریفات؛ خودمانی.
- Wir hatten einen lockeren Abend mit Freunden.ما یک شب خودمانی با دوستان داشتیم.
- Die Atmosphäre im Büro ist sehr locker.فضای دفتر بسیار راحت و غیررسمی است.
- Er hat eine sehr lockere Einstellung zum Leben.او نگرش بسیار راحتی نسبت به زندگی دارد.
3
با فاصله کم، نه متراکم.
- Die Bäume stehen hier relativ locker.درختان اینجا نسبتاً با فاصله کم از هم قرار دارند.
- Der Sand war sehr locker und fiel leicht durch die Finger.شن بسیار شل بود و به راحتی از بین انگشتان میریخت.
- Die Anordnung der Möbel war locker und nicht symmetrisch.چیدمان مبلمان آزادانه و نامتقارن بود.