lockermachen

Aussprache: /ˈlɔkɐˌmaxən/
Wortzerlegung: lo·cker·ma·chen
فعل

شل کردن (گره/پیچ)؛ خود را راحت کردن (sich)؛ بودجه آزاد کردن/خرج کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

پیچ، گره یا کمربند را شل کردن یا از حالت محکم درآوردن.

  • Er muss den Knoten lockermachen, sonst geht er nicht auf.او باید گره را شل کند، وگرنه باز نمی‌شود.
  • Der Mechaniker begann, die Schrauben lockerzumachen.مکانیک شروع به شل کردن پیچ‌ها کرد.
2 sich (Akkusativ)

خود را راحت کردن، آرامش یافتن و از استرس خارج شدن (sich lockermachen).

  • Mach dich mal locker! Es ist doch nichts Schlimmes passiert.خودت را راحت کن! اتفاق بدی نیفتاده است.
  • Nach einem langen Arbeitstag muss ich mich einfach lockermachen.بعد از یک روز کاری طولانی، من فقط باید خودم را راحت کنم.
3 Akkusativ

پول یا بودجه‌ای را آزاد کردن، اختصاص دادن یا خرج نمودن (عامیانه/اقتصادی).

  • Die EU-Kommission will Milliarden für die Industrie lockermachen.کمیسیون اتحادیه اروپا می‌خواهد میلیاردها برای صنعت خرج کند.
  • Kannst du für das Wochenende etwas Geld lockermachen?می‌توانی برای آخر هفته کمی پول ردیف/جور کنی؟