lockermachen
شل کردن (گره/پیچ)؛ خود را راحت کردن (sich)؛ بودجه آزاد کردن/خرج کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
پیچ، گره یا کمربند را شل کردن یا از حالت محکم درآوردن.
- Er muss den Knoten lockermachen, sonst geht er nicht auf.او باید گره را شل کند، وگرنه باز نمیشود.
- Der Mechaniker begann, die Schrauben lockerzumachen.مکانیک شروع به شل کردن پیچها کرد.
2
sich (Akkusativ)
خود را راحت کردن، آرامش یافتن و از استرس خارج شدن (sich lockermachen).
- Mach dich mal locker! Es ist doch nichts Schlimmes passiert.خودت را راحت کن! اتفاق بدی نیفتاده است.
- Nach einem langen Arbeitstag muss ich mich einfach lockermachen.بعد از یک روز کاری طولانی، من فقط باید خودم را راحت کنم.
3
Akkusativ
پول یا بودجهای را آزاد کردن، اختصاص دادن یا خرج نمودن (عامیانه/اقتصادی).
- Die EU-Kommission will Milliarden für die Industrie lockermachen.کمیسیون اتحادیه اروپا میخواهد میلیاردها برای صنعت خرج کند.
- Kannst du für das Wochenende etwas Geld lockermachen?میتوانی برای آخر هفته کمی پول ردیف/جور کنی؟