anlocken

Aussprache: /ˈanˌlɔkn̩/
Wortzerlegung: an·lo·cken
فعل

جذب کردن، به سوی خود کشیدن

Beispiele

  • Diese Werbung wird einige Kunden ''anlocken.این تبلیغات برخی از مشتریان را جذب خواهد کرد.
  • Der Geruch weibliche Tiere ''lockt'' die Männchen ''an.بوی حیوانات ماده، نرها را به سوی خود می‌کشد.
  • Der Türsteher vor der Kneipe hat den Auftrag, das Publikum ''anzulocken.نگهبان درِ بار وظیفه دارد مخاطبان را جذب کند.
  • Das Land versucht, private Investoren ''anzulocken.این کشور تلاش می‌کند سرمایه‌گذاران خصوصی را جذب کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با استفاده از جذابیت یا طعمه، کسی یا چیزی را به سمت خود کشاندن.

  • Der Duft der Blumen lockt Bienen an.بوی گل‌ها زنبورها را جذب می‌کند.
  • Die Werbung soll neue Kunden anlocken.تبلیغات باید مشتریان جدید را جذب کند.
2 Akkusativ

با وعده‌های دروغین یا حیله‌گرانه کسی را به سمت خود کشاندن.

  • Er wurde mit falschen Versprechungen angelockt.او با وعده‌های دروغین فریب داده شد.
  • Die Betrüger versuchen, Opfer mit hohen Gewinnen anzulocken.کلاهبرداران سعی می‌کنند قربانیان را با سودهای بالا فریب دهند.