zurücklocken
دوباره جذب کردن، دوباره به سمت خود کشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zurücklocken)
کسی یا چیزی را با جذابیت، وعده یا فریب، دوباره به سمت خود یا به مکانی برگرداندن یا جذب کردن.
- Sie versuchte, ihren Hund mit Leckerlis zurückzulocken.او سعی کرد سگش را با تشویقیها دوباره به سمت خود بکشاند.
- Der Duft von frisch gebackenem Brot lockte die Kunden zurück in den Laden.بوی نان تازه پخته شده مشتریان را دوباره به مغازه جذب کرد.