lorbeergekrönt

Aussprache: /ˈloːɐ̯beːɐ̯ɡəˌkʁøːnt/
Worttrennung: lor·beer·ge·krönt
صفت

تاج‌گذاری شده با برگ بو

Bedeutungen

1

کسی که با تاج یا شاخه‌های برگ بو تزئین یا مفتخر شده است؛ نمادی از پیروزی یا افتخار.

  • Der Dichter wurde als lorbeergekrönter Held gefeiert.شاعر به عنوان قهرمانی تاج‌گذاری شده با برگ بو تجلیل شد.
  • Die Statue des römischen Kaisers war lorbeergekrönt.مجسمه امپراتور روم تاج‌گذاری شده با برگ بو بود.
  • Er fühlte sich lorbeergekrönt nach seinem Erfolg im Wettbewerb.او پس از موفقیت در مسابقه احساس تاج‌گذاری شده با برگ بو می‌کرد.