Konjugierte Form
خاموش کنند، پاک کنند (شکل صرف شده فعل löschen)
معانی و تعاریف loschen:
- از بین بردن کامل یا پاک کردن چیزی، مانند نوشته، خاطره یا اثر، به گونهای که دیگر قابل مشاهده یا بازیابی نباشد.
- خاموش کردن کامل یک آتش یا نور، به ویژه با استفاده از آب یا مواد دیگر.
جملات نمونه برای loschen:
Die Zeit löscht die schmerzlichsten Erinnerungen allmählich aus.
زمان به تدریج دردناکترین خاطرات را محو میکند.
Er versuchte, seine Spuren zu löschen, doch die Beweise waren zu eindeutig.
او تلاش کرد ردپای خود را پاک کند، اما شواهد بسیار واضح بودند.
Die Feuerwehrleute kämpften darum, die Flammen zu löschen, bevor sie auf das Nachbargebäude übergreifen konnten.
آتشنشانان برای خاموش کردن شعلهها قبل از سرایت به ساختمان مجاور تلاش کردند.