Konjugierte Form
سریع رفتند
معانی و تعاریف losflitzten:
- با سرعت و چابکی ناگهانی شروع به حرکت یا دویدن کردن، اغلب با هیجان یا عجله.
جملات نمونه برای losflitzten:
Sobald die Glocke läutete, flitzten die Schüler aus dem Klassenzimmer, um die Pause zu genießen.
به محض زنگ خوردن، دانشآموزان با سرعت از کلاس بیرون دویدند تا از زنگ تفریح لذت ببرند.
Der Hund flitzte los, als er das Eichhörnchen im Garten sah.
سگ به محض دیدن سنجاب در باغ، با سرعت شروع به دویدن کرد.