loskreischen
جیغ زدن، فریاد زدن (ناگهانی)
Bedeutungen
1
intransitiv
ناگهان و با صدای بلند جیغ کشیدن یا فریاد زدن، معمولاً به دلیل ترس، هیجان یا درد.
- Als sie die Maus sah, musste sie einfach loskreischen.وقتی او موش را دید، ناگهان جیغ کشید.
- Die Fans kreischten los, als ihr Idol die Bühne betrat.هواداران با ورود بتشان به صحنه، فریاد زدند.