loslassen
رها کردن، ول کردن، آزاد کردن (فیزیکی/عاطفی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
دست از گرفتن چیزی یا کسی برداشتن و آن را رها کردن
- Lass sofort meinen Arm los, das tut weh!فوراً دستم را ول کن، درد دارد!
- Er hat das Seil zu früh losgelassen.او طناب را خیلی زود رها کرد.
2
Akkusativ / von + Dativ
مجازی/روانشناختی: گذشته، وابستگی عاطفی یا افکار منفی را رها کردن
- Manchmal muss man die Vergangenheit einfach loslassen.گاهی اوقات آدم باید ساده گذشته را رها کند.
- Sie kann von ihrer alten Liebe nicht loslassen.او نمیتواند از عشق قدیمیاش دل بکند (آن را رها کند).