losschiessen
شلیک کردن، پرتاب کردن، شروع کردن (با عجله)
Bedeutungen
1
ohne Objekt / auf + Akkusativ
شلیک کردن، آتش گشودن (سلاح)
- Der Jäger schoss auf das Wild los.شکارچی به سمت حیوان وحشی شلیک کرد.
- Plötzlich schoss ein Schuss los.ناگهان یک گلوله شلیک شد.
2
ohne Objekt
ناگهان شروع کردن، به سرعت حرکت کردن یا حرف زدن
- Das Kind schoss aus dem Haus los.بچه با سرعت از خانه بیرون پرید.
- Er schoss mit seiner Rede los, ohne zu zögern.او بدون تردید شروع به سخنرانی کرد.