losschimpften
آنها شروع کردند به بدگویی کردن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
گذشته فعل 'losschimpfen' به معنای شروع ناگهانی و شدید به بدگویی، ناسزاگویی یا سرزنش کردن کسی یا چیزی، اغلب در نتیجه عصبانیت یا نارضایتی شدید.
- Die Nachbarn schimpften lautstark auf die Bauarbeiter los, deren Lärm sie störte.همسایگان با صدای بلند شروع به بدگویی به کارگران ساختمانی کردند که سر و صدایشان آنها را آزار میداد.
- Nachdem sie den Fehler entdeckt hatten, schimpften sie auf das fehlerhafte System los.پس از کشف خطا، آنها شروع به سرزنش سیستم معیوب کردند.