Konjugierte Form
فریاد زدن را شروع کردند
معانی و تعاریف losschrien:
- با صدای بلند و ناگهانی شروع به فریاد زدن کردن، اغلب در اثر ترس، درد، خشم یا هیجان شدید.
جملات نمونه برای losschrien:
Als der plötzliche Knall ertönte, schrien die Kinder erschrocken los.
وقتی صدای انفجار ناگهانی شنیده شد، بچهها از ترس شروع به فریاد زدن کردند.
Der Angeklagte schrie nach der Urteilsverkündung voller Empörung los, da er sich ungerecht behandelt fühlte.
متهم پس از اعلام حکم، با خشم فریاد کشید، زیرا احساس میکرد با او ناعادلانه رفتار شده است.