auslosen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌloːzn̩/
Wortzerlegung: aus·lo·sen
فعل

قرعه‌کشی کردن، با قرعه تعیین کردن

Beispiele

  • Die Startreihenfolge ''wurde ausgelost''.ترتیب شروع با قرعه‌کشی تعیین شد.
  • Man könnte anstatt Wahlen abzuhalten die Volksvertreter auch einfach ''auslosen.به جای برگزاری انتخابات، می‌توان نمایندگان مردم را به سادگی با قرعه‌کشی انتخاب کرد.

Bedeutungen

1 (etwas) auslosen

با قرعه‌کشی انتخاب کردن، قرعه انداختن برای چیزی

  • Die Gewinner werden am Ende der Veranstaltung ausgelost.برندگان در پایان مراسم قرعه‌کشی خواهند شد.
  • Wir müssen noch auslosen, wer den ersten Vortrag hält.ما هنوز باید قرعه‌کشی کنیم که چه کسی اولین سخنرانی را انجام می‌دهد.