ausloten

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌloːtn̩/
Worttrennung: aus·lo·ten
فعل

عمق‌سنجی کردن، بررسی کردن، سنجیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas ausloten)

عمق چیزی را سنجیدن (فیزیکی، با استفاده از لوت یا ابزار مشابه)، اندازه‌گیری عمق آب یا زمین.

  • Die Fischer müssen den Meeresgrund ausloten, bevor sie ankern.ماهیگیران باید قبل از لنگر انداختن، عمق کف دریا را بسنجند.
  • Mit einem Echolot wurde die Tiefe des Sees ausgelotet.عمق دریاچه با دستگاه سونار اندازه‌گیری شد.
2 Akkusativ (etwas ausloten)

(مجازی) بررسی کردن، ارزیابی کردن، امکانات، محدودیت‌ها یا جوانب چیزی را به دقت سنجیدن.

  • Wir müssen erst die Möglichkeiten ausloten, bevor wir eine Entscheidung treffen.ما ابتدا باید امکانات را بررسی کنیم، قبل از اینکه تصمیمی بگیریم.
  • Er versuchte, die Grenzen seiner Fähigkeiten auszuloten.او سعی کرد محدودیت‌های توانایی‌های خود را بسنجد.