loten
عمقسنجی کردن، عمق را تعیین کردن
Beispiele
- Einen besondern Vorzug hat sein Apparat dadurch, daß ein Schiff auch in voller Fahrt damit ''loten'' kann, indem es die Röhre hinter sich herschleppt.دستگاه او این مزیت ویژه را دارد که کشتی میتواند حتی در حین حرکت کامل با آن عمقسنجی کند، زیرا لوله را پشت سر خود میکشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
عمق چیزی را اندازه گرفتن، عمقسنجی کردن (معمولاً آب)
- Die Seeleute loteten die Tiefe des Meeres.ملوانان عمق دریا را اندازه گرفتند.
- Man muss den Grund des Flusses loten, bevor man ankert.قبل از لنگر انداختن باید عمق رودخانه را اندازه گرفت.
2
Akkusativ
سنجیدن، ارزیابی کردن، بررسی کردن (به صورت مجازی، مثلاً امکانات یا وضعیت)
- Wir müssen die Möglichkeiten genau loten.ما باید امکانات را دقیقاً بسنجیم.
- Er versuchte, die Stimmung im Raum zu loten.او سعی کرد حال و هوای اتاق را ارزیابی کند.